أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

352

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

دولت كه از شرق تا غرب در مطاوعت آن بىاختيارند تحريض نمود . و او نيز تلقّى نموده رسن اعتذار در گردن عجز و افتقار افكنده پايين آمده كليد اختيار قلعه را در كف اعتبار عتبهء خدام امير نجمى نهاده خود را صيدوار بر فتراك حجاب آن سدّه بست و از انديشهء قتل و اسر عيال بازرست . و چون در اين ولا چتر آسمان‌ساى حضرت شاه دين‌پناه ، سايهء جلال و جاه بر سر ساكنان اين بلده مىانداخت ، حكم شد كه از دروازهء ملك تا كوتل سفيد كه قريب يك فرسخ مسافت دارد محترفه و صناع چهار طاقهاى منيع الارتفاع بسته به آنچه از دست هر طايفه درخور صناعت ايشان آيد ترتيب آيين نموده چنان سازند كه هر منزل را به اقمشه رنگارنگ برآراسته سر قدر به آسمان افرازند . بنابرآن ، ارباب حرف و اصحاب صنايع در فكر ظرايف و بدايع شده هر جماعت به روش صنعت و اصطناعت خود خيالى مىكردند و امرى غريب به ظهور مىآورد از آن جمله خواجه‌هاى بزّاز و جامه‌بافان صنعت طراز دكانى برآراستند سقف آن [ 450 ] چون اين گنبد لاجوردىرنگ مزيّن به ديباى چين و اطلس فرنگ ديوارهاى آن از اطلس كاشى مشحون به زيب كاشىكارى و حواشى آن از حاشيهء زربفت مغرّق به انواع زرنگارى ، سطح زمينش از عين صفا آيينه‌صفت عكس‌گير و فرش آن از نقش ديباى سقف به وجه احسن صورت‌پذير . مثنويّه شد آن سقف از رنگ نقش فرنگ * چو گردون ز قوس قزح رنگ‌رنگ ز عكسش زمين چون به صد رنگ شد * اديم زمين لوح ارژنگ شد ز بس زركش افكنده شد بر طناب * سراسر فلك بود و سير شهاب صيرفيان جوهرشناس نشيمن خود را به خوبتر لباسى صورت الياس داده و آن اقمشه را چون ملبّس خواتين محتشمه به زينت زرّينه رتبت فزوده و از جواهر آبدار تكمه نهاده قفس‌هاى صرّافى را از جواهر دلكش و لآلى صبيح مصدوقهء « وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ » « 1 » گردانيده شعشعهء طلاى اجناس مطلّايش بدرقهء نور را به اوج سپهر رسانيد .

--> ( 1 ) . ملك ( 67 ) آيهء 5 . « ما آسمان فرودين را به چراغهايى بياراستيم » .